رنگ گوشت بايد رنگ طبيعي گوشت دام باشد و رنگ روشن طبيعي آن نبايد تيره شده باشد.تغيير رنگ قرمز به سبز، قهوهاي و خاكستري و ايجاد يك لايه لزج و چسبناك از علائم فساد گوشت است.
سطح خارجي بايد بدون رطوبت باشد، هيچگونه بوي غيرطبيعي مثل بوي ترشيدگي يا تعفن نبايد حس شود. گوشت بايد سفت و قوام خاص خود را داشته باشد و كاملا تميز و عاري از خونمردگي و اثرات ناشي از ضربه باشد.
گوشت نبايد خشك و حالت و چروكيده داشته باشد، چربي بايد سفت و سفيد يا متمايل به سفيد و بدون هيچگونه بوي بدي باشد.
گوشت قرمز منجمد علاوه بر خصوصيات بالا بايد فاقد آثار سوختگي ناشي از انجماد باشد و در داخل بسته بندي گوشت نبايد خونابه يا آب منجمد وجود داشته باشد.
حق دسترسي همگان به غذا به عنوان يكي از حقوق اساسي بشر از سوي تمامي كشورها و سازمان هاي بين المللي تائيد شده است و پديده دردناك گرسنگي و سوء تغذيه به عنوان يكي از مهمترين چالش هاي فرآوري كشورهاي در حال توسعه قرار دارد. مهمترين هدف برنامه سوم توسعه كشور مبتني براقتصاد بدون نفت بوده و در طرح ساماندهي اقتصادي اين برنامه , موضوع دام و طيور و آبزيان 13-12 درصداقتصاد كشور را شامل ميگردد. توجه به مطالب فوق اهميت توليدات دامي , امنيت غذا وحساسيت اقتصادي مبارزه با بيماريها را آشكار ميسازد.
در يك مطالعه در سال 1970در اروپا از هر هزار هكتار زمين كشاورزي 38085 كيلوگرم پروتئين در آمريكاي لاتين 413 كيلوگرم ودر آفريقا 542 كيلوگرم به دست آمد كه يكي از مهمترين دلايل آن نحوه مبارزه با بيماريهاي انگلي بوده است . در ايران پروتئين حيواني از پرورش 75 ميليون راس گوسفند و بز حدود 8 ميليون راس گاو و گاوميش و حدود 200 ميليون قطعه طيور تامينميگردد. آلودگي انگلي گوارشي فاسيولا در گوسفند و بز موجب كاهش 5/2 كيلوگرم وزن ميگردد. بر اساس اطلاعات موجود هر ساله 2 هزار تن كبد به ارزش حدود200 ميليارد ريال تلف ميشود. خسارات اقتصادي ناشي از بندپايان و مياز در صنعت چرم سازي معادل 5/2ميليارد دلار برآورد شده است . ساليانه صدها نفر در ايران تحت عمل جراحي كيست هيداتيك قرار مي گيرند كه ميزان خسارات اقتصادي ناشي از آن در سال 1367 , 43ميليارد ريال برآورد شده است . همه ساله سالك جلدي و احشائي و توكسوپلاسموز موجب ابتلا 20 تا 100 هزار نفر در جمعيت كشور ميگردد كه هر يك عوارض بهداشتي و خسارات اقتصادي قابل توجهي به دنبال دارد. در يك محاسبه انجام شده در سال 76 , خدمات واقدامات دامپزشكي از بروز خسارات احتمالي معادل 9 هزار و205 ميليارد ريال جلوگيري نموده است .
علاوه بر نقش مستقيم دامپزشكي در افزايش بهره وري توليدات دامي وجلوگيري از خسارات اقتصادي احتمالي به سرمايه عظيم دامي كشور اين بخش سهم قابلتوجهي از اشتغال در بخش كشاورزي را به خود اختصاص داده است . با عنايت به اينكه كشاورزي به عنوان محور برنامه توسعه سوم كشور قرار گرفته است و از طرفي بيش از 25 % شاغلين كشور به طور مستقيم در بخش كشاورزي فعاليت دارند و فعاليت غالب در مناطق روستائي كه حدود 40 % جمعيت كشور را تشكيل مي دهند, نيز با اين بخش بطور مستقيم وغير مستقيم مرتبطند. بررسي هاي انجام شده نشان ميدهد كه كاركرد ملي محوريت بخش كشاورزي در برنامه توسعه سوم مقابله با چالش هاي ملي ( از جمله بيكاري ) خواهد بود. بخش كشاورزي در شرائط كنوني با تامين 80- 75 % مواد غذائي مورد نياز جمعيت كشور ومواد خام مورد نياز صنايع , 26% ارزش توليد ناخالص داخلي ,30 -25 % ارزش صادرات غيرنقتي را به طور مستقيم و حدود 25-20 % ارزش افزوده بخش هاي صنعت و خدمات را به طورغير مستقيم ايجاد كرده است و در مجموع ايجاد 40 % ارزش افزوده و اشتغال در كل كشوروابسته به بخش كشاورزي مي باشد. در يك بررسي انجام شده طي سال هاي 75-68 بر روندارزش افزوده زير بخشهاي كشاورزي مشخص شده است كه زير بخش دام و طيور از نرخ رشدساليانه بالغ بر 83/5% بالاترين رشد برخوردار و در مجموع 8/43% كل ارزش افزوده بخش كشاورزي را به خود اختصاص داده است .
دامپزشكي كهن:
در سفرنامه فيثاغورث در مورد زرتشت( پيامبر ايرانيان كه زمان ظهور آن حدود 600 سال قبل از ميلاد مسيح است )و آئين او نكته جالبي وجود دارد و آن نكته اين است كه زرتشت از فن دامپزشكي و درمان حيوانات اطلاع داشته است كه در كتاب اوستا مي توان نكات متعددي درباره پرورش حيوانات و روش درمان بيماريهاي دام مشاهده كرد. در اين كتاب براي اولين بار به طبقه بندي حيوانات برمي خوريم . مسئوليت پرورش و درمان بيماريهاي حيواناتي چون اسب،گاو، گوسفند ، شتر، سگ، و پرندگان به عهده دامپزشكان بوده است و دامپزشكان بدين جهت داراي مقامي ارجمند و با ارزش بوده اند. علاوه بر اين چون اسب در ارتش ايران باستان نقش بسيار ارزنده و مهمي داشته است ، لذا دامپزشكاني كه عهده دار تربيت و پرورش و همچنين درمان بيماريهاي آنها بوده اند، داراي مقامي بسيار والا بوده است. چنانكه رئيس اداره دامپزشكي ارتش در زمان داريوش داراي مقام سپهبدي و فرماندهي دسته سواره نظام بوده است. فن دامپزشكي در حدود 500 سال بعد از ميلاد مسيح در ايران به صورت علمي و كلاسيك در آمده است.بايد توجه داشت هدف از تربيت مدرسه دامپزشكي در آن زمان درمان اسبان ارتش بوده است لذا احتياج به داشتن افراد متخصص و كاردان زياد بوده و دامپزشكان در آن زمان به نگارش كتبي تحت عناوين پرورش اسب , فن سواركاري , درمان بعضي از بيماريهاي غير عفوني و عفوني و چگونگي استفاده از اسب در جنگ اقدام نموده اند. در ايران قديم پزشكي و دامپزشكي يكي بود و درزمان ساسانيان به تدريج دامپزشكي به صورت تخصصي از پزشكي در آمده است و به عنوان حرفه تا حدي استقلال يافت ولي باز اساس پزشكي و دامپزشكي يكي بود . مهمترين وظيفه دامپزشك درايران بعد از اسلام درمان و جلوگيري از بيماري اسبان بود كه از دو جنبه جهاد و انجام فريضه حج اهميت فوق العاده داشت. در ايران در تمام سده هاي بعد از اسلام دامپزشكي در مدارس و جايگاههاي خاصي تدريس مي شد. پس از اين آموزش ها جهت صدور اجازه كار آزمون اصلي از دامپزشكان گرفته مي شد چنانكه در ساير رشته هاي پزشكي نيز مرسوم بود.
دامپزشكي نوين:
در سال 1290 هجري شمسي كه دولت ايران تصميم گرفت تشكيلات ژاندارمري نويني را پايه گذاري نمايد از دولت سوئد عده اي كارشناس نظامي براي تاسيس ژاندارمري استخدام نمود كه به همراه افسران سوئدي دو نفر دكتر دامپزشك نيز بودند اين دو نفر افسر دامپزشك به اتفاق دامپزشكان اقدام به تاسيس مدرسه دامپزشكي براي تربيت كادر مورد احتياج ارتش نمودند.
- در سال 1311 بناي دانشكده دامپزشكي ابتدا به صورت مدرسه و بعدا دانشكده گذارده شد . در ابتداي امر اين دانشكده زير نظر وزارت كشاورزي بود ولي بعد با اعزام تعداد قابل ملاحظه اي دانشجو به كشور فرانسه و مراجعت ايشان از وزارت كشاورزي منتزع گرديد و ضميمه دانشگاه تهران شد .
-در سال 1304 پس از همه گيري طاعون گاوي (اولين بار در سال 1295 همه گيري طاعون گاوي در شمال و مركز ايران گزارش شده است) شيوع يافت و خسارات بسياري را سبب شد و در نتيجه در وزارت كشاورزي اداره اي به نام سازمان دفع آفات حيواني ( كه بعدا به صورت سازمان دامپزشكي درآمد)تاسيس گرديد .اين شعبه تحت نظارت مؤسسه پاستور ( وابسته به وزارت فوائدعامه)با 22نفر پرسنل شامل 14 نفركادر فني و 8 نفر كادر خدماتي تشكيل و مسئوليت آن به عهده مرحوم دكتر عبداله حامدي گذاشته شد .
- در سال 1305 مؤسسه پاستور شعبه دفع آفات حيواني به وزارت فلاحت منتقل شد.
- در سال 1314 با توجه به ضرورت كنترل بيماريهاي مهلك دامي و نظارت بهداشتي دام و فرآورده هاي دامي قانون تفتيش صحي حيوانات به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد و اداره كل دامپزشكي جايگزين مؤسسه دفع آفات حيواني شد.
- در سال 1324 آئين نامه بازرسي مواد خوراكي مورد تصويب هيات وزيران قرار گرفت و مسئوليت مهمي به دامپزشكي محول گرديد.
- در سال 1325 بنابر مصوبه هيئت دولت , بنگاه كل امور دام شامل دو اداره كل دامپروري و دامپزشكي تشكيل گرديد. به موجب اين مصوبه ادارات دامپزشكي در استانها و شهرستانها بخشي از ادارات كشاورزي استان گرديد.
- در سال 1326 اختيارات محدودي به دامپزشكي استانها داده شد به طوري كه در هر اداره كشاورزي 2 معاونت ايجاد شد. يكي از اين معاونتها ويژه دامپزشكي در نظر گرفته شد. معاون دامپزشكي رئيس اداره دامپزشكي نيز بود و كليه امور فني و مالي در اختيار وي قرار داشت.
- درسال 1339 طي دستور وزير كشاورزي كليه ادارات دامپزشكي استانها مستقل و تحت نظارت مستقيم مدير كل دامپزشكي كشور قرار گرفتند.
- بروز بيماري طاعون گاوي در سال 1348 و تلفات سنگين ناشي از آن و نقش حياتي دامپزشكي در ريشه كني آن و گسترش دامداريهاي صنعتي در كشور ، بازنگري در وظايف و تشكيلات دامپزشكي را اجتناب ناپذير نمود.
- سرانجام با تلاش و پيگيري مسئولين در سال 1350 قانون سازمان دامپزشكي كشور مشتمل بر 21 ماده و يك تبصره به تصويب مجلس شوراي ملي و مجلس سنا رسيد.
- در سال 1367 شبكه هاي دامپزشكي استانها دوباره تشكيل و زير نظر سازمان مركزي قرار گرفتند . بنا بر دستور وزير كشاورزي بودجه مستقل به ادارات دامپزشكي استانها اختصاص يافت.
- در سال 1368 بنا بر تصويب مجلس شوراي اسلامي ، سازمان دامپزشكي كشور و شبكه هادر استانها از وزارت كشاورزي جدا و به وزارت جهاد سازندگي پيوست.
- در تشكيلات كنوني وزارت جهاد كشاورزي سازمان دامپزشكي كشور به عنوان سازماني مستقل وابسته به آن وزارت شناخته شده و رئيس سازمان دامپزشكي كشور مستقيما تحت نظارت وزير به انجام وظيفه مي پردازد.در استانها نيز ادارات كل دامپزشكي ودر شهرستانها شبكه دامپزشكي به طورعمودي زير نظر سازمان مركزي دامپزشكي وبه شكل افقي با سازمان جهاد كشاورزي و مديريت جهاد كشاورزي شهرستان مرتبط مي باشد.
این مطالب از سایت اداره کل دامپزشکی استان آذربایجان شرقی گرفته شده است
قاچاق دام به معني وارد كردن يا خارج كردن دام از كشور به صورت غيرمجاز است كه ممكن است به مقاصد مختلفي نظير ايجاد اخلال در عملكرد نظام اقتصادي، سياست مالي تجاري و پولي به همراه اخلال در كاركرد متغيرهاي سياسي و انحراف در تخصيص منابع رخ دهد و مي تواند منابع عظيم دامي كشور را با خطرات بسياري مواجه سازد.
در شرايط كنوني، عده اي از افراد سودجو به عنوان سركرده باندهاي قاچاق در مناطق مرزي شرق كشور با هدف واردكردن هزاران راس دام، خسارات فراوان مادي و معنوي به كشور و مردم تحميل مي كنند.
در اين ميان پايين بودن ريسك قاچاق و گران و پيچيده بودن واردات و صادرات رسمي از جمله عوامل تشديد كننده قاچاق دام عنوان مي شود.
حمايت از توليدات داخلي از جمله اقداماتي است كه مي تواند در كنار جلوگيري از ورود دام به كشور از خروج بي رويه آن جلوگيري كند
«كم توجهي به ذخاير ژنتيكي دام در سال هاي گذشته به همراه نبود نظارت كافي در اين زمينه گونه هاي مختلف دامي را در معرض خطر قرار داده كه قاچاق روزافزون دام توسط سودجويان عامل اصلي آن به شمار مي رود.»
«قاچاق دام در دو بعد قابل بررسي است كه مسايل اقتصادي به عنوان اصلي ترين دليل با توجه به مزيت هاي اقتصادي در واردات و صادرات مورد توجه است.»
و مسايل بهداشتي را ديگر موضوع داراي اهميت می توان خواند و گفت: «به دليل وجود بيماري هاي مشترك ميان انسان و دام توجه به مسايل قرنطينه اي در مبادي ورودي كشور، بسيار با اهميت است و سازمان هاي مربوطه با ايجاد ايستگاه هاي قرنطينه اي در مرزهاي كشور مطابق با استانداردهاي جهاني مقابله جدي با اين موضوع را دنبال مي كنند.»
با اين حال، كارشناسان و فعالان اين عرصه معتقدند در صورتي كه مقابله جدي با قاچاق دام صورت نگيرد كشور با چالشي عظيم روبه رو خواهد شد.
همچنین درخصوص قاچاق دام از كشورباید اضافه كرد: «گله هاي 500 راسي دام چيزي نيست كه دولت و دستگاه هاي دولتي نتوانند آن را ببينند و قاچاق با اين حجم از مرزهاي شرق نشان از دست هاي پشت پرده دارد.»
«اگرچه قاچاق دام سود زيادي را به دنبال دارد اما اين سود تنها به جيب دلالان مي رود و دامداران هر روز متضررتر مي شوند.»
در حال حاضر در كشور ما روي 6 بيماري مهم مشترك كه شيوع بيشتري دارند تأكيد مي شود كه عبارتند از:
شاربن (سياه زخم) - بروسلوز (تب مالت) - سل - هاري - مشمشه - و تب خونريزي دهنده كريمه كنگو
· چه واكسن هايي براي گاو لازم است؟
گوساله ها در سن 3 تا 6 ماه بايد عليه بروسلوز واكسينه شده و واكسن هاي بعدي آن هر دو سال يك بار براي گاوهاي بالغ تزريق مي شود. در صورت وجود بيماري تب برفكي در منطقه گاوها بايد هر 4 ماه يك بار واكسن تب برفكي دريافت كنند.واكسن شاربن نيز هر سال يك مرتبه بايد تزريق شود. بقيه واكسن ها نيز بنا به درخواست دامدار خواهد بود.
· براي گوسفند و بز چه واكسن هايي تزريق مي شود؟
دو واكسن آبله و شاربن هر سال يك بار براي گوسفند و بز تزريق مي شود. واكسن بروسلوز دو نوع است كه يك نوع آن براي بره بزغاله هاي زير 6 ماه و نوع ديگر آن براي بالغين است. واكسن آنتروتوكسمي نيز حداقل سالي 2 بار و همچنين در زمان تغيير مرتع يا تغيير جيره بايد تزريق شود. واكسن تب برفكي سالي يك بار در زمستان و در صورت وجود بيماري در گله هاي اطراف بايد هر 4 ماه يك بار تزريق شود.ساي واكسنها مانند آگالاكسي، قانقرايا و PPR در صورت وجود بيماري و به تشخيص دامپزشك قابل استفاده است.
دوره کمون۲ تا۶هفته بوده وبدنبال آن شروع ناگهانی تب۴۰ تا۴۱ درجه (مقعدی) ودامهای مبتلا بشکل واضحی افسردهاند وخواب آلود بنظر میرسند.موهای بدن، بخصوص در نژادهای موکوتاه بحالت سیخ قرارمیگیرندو ظاهر پف کرده به دام میدهند.بزودی پس از این مرحله ریزش یک ترشح آبکی ازچشمها بینی ودهان شروع شده که بعلت عفونتهای ثانویه این ترشحات بعدا غلیظ و زرد میشود. ترشحات پوزه و موهای زیر چشم را مرطوب کرده وپس از خشک شدن باعث چسبندگی پلکها وانسـداد سوراخهای بینی ونتیجتا اشکال درتنفس میشود.۱یا ۲ روز بعد از شروع تب پوشش مخاطی دهان وچشمها بشدت قرمز رنگ میشود. سپس بعلت نکروز اپیتلیال، نواحی خاکستری رنگ کوچک ته سوزنی بروی لثهها، کام، لبها و سطح داخلی گونه هاوسطح بالایی زبان ظاهر میشود. این نواحی از نظر تعداد و اندازه توسعه یافته وبه هم متصل میشوند.سطح داخلی دهان تغییر ظاهری یافته، رنگ پریده و پوشیده ازسلولهای مرده میشود ودربعضی مواردپوشش طبیعی آن ممکن است بهوسیله یک ماده پنیری ظخیم بشکل کامل پوشانده شود. در زیرسلو لهای سطحی مرده اروزیو نهای کم عمقی وجود دارند.درموارد بروز بیماری بشکل ملایم این تغییرات شدید نیست و مشاهده آنها مستلزم معاینه دقیق دامهای مبتلا میباشد.مالش ملایم انگشت برروی لثهها وکام ممکن است باعث جدا شدن بافت اپیتلوم وایجاد یک ماده بدبو حاوی تکه هاییی ازبافت اپیتلیوم بشود.تغییرات مشابهای نیز ممکن است در پوشش مخاطی بینی، مهبل و واژن مشاهده شود.لبها متورم وترک خورده و پوشیده ازدلمه میشوندوهنگامیکه بیماری پیشرفت میکند یک بوی متعفن مشخصی ازدهان خارج میشود.دام مبتلا دائم تلاش میکند که دهان خود را، بخاطر دردی که دارد، باز نماید.اسهال معمولاً ۲تا۳ روز بعداز شروع تب ظاهر میشود گرچه درمراحل اولیه و ابتلا ی ملایم بیماری، ممکن است اسهال مشهود نباشد. در ابتدا مدفوع نرم وسپس آبکی، بابوی متعفن واحتمالاحاوی رگههایی ازخون و قطعات بافت مرده لـولـه گـوارش میباشد.درجاییکه اسهال یک علامت مشهود نباشد وارد کردن یک سوآب پنبهای بداخل رکتوم میتواند شواهدی از مدفوع نرم واحتمالاً آغشته به خون را ارائه دهد.دامهای مبتلا سریع تنفس میکنند، آنچنان سریع که تنفس آنها با حرکات نوسانی جدار قفسه سینه وشکم همراه است.دامهایی که بشکل شدید مبتلاشدهاند، تنفس مشکل و صدا داری دارند که این امر از حالت کشیدگی سروگردن، اتساع منخرین، بیرون آوردن زبان و سرفه آرام و دردناک مشخص میباشد.دراین دامها نشانههای پنومونی مشهود است.چنین قربـانـیان بیماری، احتمالاً سر انجام دهیدراته باچشمانشان گود افتاده میشوند و به دنبال آن، اغلب در طی ۷تا۱۰ روز از شروع علائـم کلینیکی، تلف میشود.سایر دامها بعد ازیک دوره نقاهت همراه با درمانهای حمایتی بهبود مییابند. یک چهره معمول در مراحل بعدی این بیماری عبارت ازشکل گیری ضایعات ندولار کوچکی در پوست اطراف لبها و پوزه میباشد.علت دقیق این امر ناشتاختهاست (احتمالاً درماتو فیلوس یا فعال شدن مجدد یک عفونت پنهان اکتیمای واگیردار)لیکن بعلت شباهت با علائم اکتیمای واگیردار اولیه ویاحتی آبله گوسفند وبز، باعث سردر گمی در تشخیص میشود. هرگونه تظاهرات این علائم بصورت منـفرد ویا ترکیبی ازچند علامت میبایست بهعنوان مورد مشکوک به PPR درنظرگرفته شوند. در یک شیوع بیماری P PR تا صددرصد دامهای گله ممکن است مبتلا شده و بین ۲۰تا۹۰درصد تلف شوند.این نسبتها در مناطق آندمیک، که در آنها دامهای مسن تر، از واگیریهای قبلی جان سالم بدر بردهاند، معمولاً کمتر میباشد.این بیماری ممکن است در دامهای آبستن ایجاد سقط جنین نماید.
بطور خلاصه با مشاهده هرترکیبی از علائم زیر به طاعون نشخوارکنندگان کوچک مشکوک شوید: شروع ناگهانی یک بیماری تب دار در گوسفند وبز ترشحات چشم، بینی ودهان همراه با زخم دهان و همراه یا بدون وجود دلمه و وزیکول در اطراف دهان وپوزه پنومونی اسهال میزان تلفات قابل توجه
تب کریمه کنگو که بیماری ویروسی مشترکی میان انسان و دام است، این بیماری ویروسی بهطور همزمان در کریمه و کنگو مشاهده شده و به همین دلیل، تب کریمه کنگو نام گرفته است. علایم آن تب، دردهای عضلانی و استخوانی، خونریزی از دهان، لثه، بینی یا مدفوع، ادرار و استفراغ خونی است. بیماری در مراحل پیشرفته خود به زردی و مرگ منجر میشود. گاو، گوسفند و بز از جمله حیواناتی هستند که تب کریمه کنگو را انتقال میدهند. تماس مستقیم با ترشحات و خون آلوده، موجب انتقال این بیماری میشوند. اساسیترین راه مبارزه با تب کریمه کنگو، شناسایی و پاکسازی محیط و دام آلوده است. معمولا قصابها، کسانی که در کشتارگاهها کار میکنند و آنها که با دام سروکار دارند، به این بیماری مبتلا میشوند. عادتهای بدی هنگام ذبح دام در میان برخی قصابها هست. گذاشتن چاقو میان لبها، استفاده نکردن از دستکش یا بادکردن پوست دام پس از ذبح با دهان و نه با تلمبه، از جمله رفتارهای خطرناک و منتقل کننده آلودگی هستند. در برخی مناطق کشور مانند سیستان و بلوچستان، این بیماری به دلیل ورود دام قاچاق، بیشتر است. پزشک باید برای تشخیص درست بیماری، به حرفه و محیط کار بیمار توجه داشته باشد.نیش کنه یکی دیگر از راههای انتقال تب کریمه کنگوست. يكي از معايب كنه عمرطولانی کنه و مقاوم بودن ژنوم این حشره در قبال سمپاشی مي باشد و عملیترین راه مبارزه با بیماری تب کنگو، رعایت بهداشت دام، دامدار، قصاب و توجه مصرفکننده گوشت به سالم بودن آن است. توصیه به مصرفکنندگان این است که تنها گوشت دارای مهر ادارهی دامپزشکی را خریداری کرده و هنگام خردکردن گوشت، حتما از دستکش استفاده کنند. اگر دامی دیدند که پوستش خونریزی دارد یا خون ادرار میکند، اطلاع دهند. وی دامداران و گلهداران را نیز از ذبح دام آلوده به منظور حرام نشدن برحذر میدارد. گوشت دام آلوده آنچنان خطرناک است که حتی باید لاشه دام را سوزاند یا با آهک در چالهای عمیق دفن کرد. تب کریمه کنگو واکسن ندارد اما دارویی به نام «ریباویرین» که در درمان هپاتیت ث نیز استفاده میشود، تاحدودی مرگ و میر در اثر این بیماری را کاهش میدهد.
دراین مرحله از اجرای این طرح کلیه گاوهای بالغ و گوساله ها از سن 5/2 ماهگی به بالا واکسینه شده و در گوساله ها انجام واکسیناسیون یادآور بعد از 21 روز الزامی است.
گوشت بوقلمون داراری کلسترول پایین بوده در نتجه مصرف آن به شما جهت جلوگیری از چاقی بیش ازحد و جلوگیری از بیماری های قلبی و عروقی توصیه می شود
بیماریهای مشترک میتوانند از طریق تماس، گزش، تنفس و مصرف فرآوردههای خام دامی آلوده منتقل شوند. برخی از بیماریهای مشترک مانند آنفلوانزای طیور و دامی و تب، دره یفت(CCHF) تب خونریزی دهنده هموراژیک، هاری، سل و بروسلوز، شاربن (سیاه زخم) و مشمشه در بین دیگر بیماریهای مشترک از اهمیت بهسزایی برخوردار هستند
۱- ماهي قرمز را از مراکز معتبر و تحت نظارت و کنترل دامپزشکي و شهرداري تهيه نمايند.
۲- از خريد ماهي از فروشندگاني که ماهي ها را به صورت متراکم و در شرايط نامناسب بهداشتي و زيستي نگهداري مي کنند خودداري کنند.
۳- ماهي قرمز داراي تحرک مناسب باشد.
۴- از خريد ماهياني که داراي علايمي همچون تاخوردگي باله ها، ساييدگي لبه باله ها، دراطراف دهان يا سطح بدن لکه هاي پنبه مانند ديده شود، روي سطح بدن زخم و يا لکه هاي سفيد متمايل به خاکستري ديده شود، ماهي بي قرار باشد، چشم ها به صورت يکطرفه و يا دو طرفه بيرون زده باشد، خودداري نمايند.
۵- بايد از نگهداري طولاني مدت ماهيان قرمز در خانه و يا کنارهفت سين خودداري کنند.
۶- از شتشوي دوره اي آکواريوم و ضدعفوني کردن آن، استفاده از دستکش، شستشوي کامل دستها با آب و صابون بعد ازهر بار دست زدن به ماهي، جلوگيري از دست زدن کودکان به ماهيان، نگهداري مناسب غذاهاي ماهيان آکواريومي، تغذيه مناسب ماهيان، رعايت دوره اي حداقل 2 هفته اي قرنطينه اي براي ماهيان جديدالورود، جداسازي تمامي موارد اختلال و بيماري ازسايرماهيان، مراجعه به پزشک در صورت بروزهر نوع علايم و ناراحتي هاي پوستي، استفاده از آب بهداشتي و درمورد آبهاي شرب شبکه آبرساني شهري بايد گندزدايي شود و يا به مدت 48 ساعت در ظروفي دهان گشاد نگهداري و ذخيره شوند، جلوگيري کنند
(سم) به ماده اي گفته مي شود كه پس از ورود مقادير نسبتا كمي از آن به بدن ، باعث اختلال در عملكرد طبيعي بدن شده يا باعث تخريب بافتهاي بدن مي گرددوايجاد مسموميت ميکند.يا
سم به ماده اي اطلاق مي گردد كه از راه بيروني و يا از راه دروني به مقدار متوسط وارد بدن شود و مستقيما با خواص شيميايي خود سلامت دام را شديدا به خطر بياندازد و يا به حيات دام خاتمه دهد.
علايم مسموميت:
عدم تعادل ، کشيدگي سر وگردن نفخ ، تب،اختلالات گوارشي،درد شكم ، اسهال و تغيير علائم تنفسي و قلب و حواس ضعفهاي عظلاني وتشنج
علايم مسموميت با سموم ارگانوکلره:
دام مسموم عصبي و ناراحت به نظر رسيده و علايم بيماري در ظرف چند دقيقه تا چند ساعت(در اغلب موارد24ساعت)ظاهر ميشود انقباضات عضلات سر و صورت بسته بودن چشمهابه علت اسپاسم پلکها عدم تعادل برخي از دامها به هنگام حرکت ريزش شديد بزاق و حرکات ممتد جوشي(نشخوار مانند)از علايم ديگر اين مسموميت ميباشد
درمان:تزريق داخل وريدي امپول سولفات اتروپين